لازاروس کيست؟
   «  آرشيو   صفحه اصلي وب لاگ »

1

موضوع : پرسش از انسان، پاسخ از ارواحتاريخ : 07 April 2006   شماره : 1

 

در اين کتاب پاسخ پرسشهاي بي شمارتان را مي يابيد، از جمله:
راز مثلث برمودا

رنگ هاله ها

راز خلقت رنگ ارواح

لحظه ي احتضار

وجود حيات در کرات ديگر

تأثير رنگها در شفا درماني

ارواح چگونه مي بينند؟

تکامل روحي چيست؟

پديده ي تونل و ...

اين کتاب مشتمل بر پرسشها و پاسخهايي است که پرسشها را انسانها کرده اند و پاسخها را ارواح متعالي نوشته اند. در اين ميان، مديوم هيچ نقشي نداشته و تمام پاسخها دقيق و کامل است.

نام کتاب: پرسش از انسان، پاسخ از ارواح

گردآورنده: جمشيد مبين

انتشارات نسل نو انديش

تعداد پرسش ها: 369

گزيده اي از پيشگفتار مؤلف: کتاب حاضر که مکمل کتاب "صد اثر"مي باشد را ارواح متعالي، در مدت دو سال (1376 تا 1378) از طريق مديوم هاي مختلف انشا کرده اند. چنانچه برخي مطالب چندين بار و به شيوه هاي مختلف پرسيده شده، به علت روش علمي بکارگيري مديومهاي مختلف جهت ارتباط با ارواح است.ممکن است بسياري پاسخها در زمان حاضر قابل درک و پذيرش نباشد، ولي در اينده اي نه چندان دور، درستي و صحت آنها برهمگان آشکار خواهد شد. بنابراين از شما عزيزان تقاضا مي کنيم همان گونه که بزرگان و علماي ما فرموده اند، در قضاوت عجله نفرماييد و با دقت نظر و به دور از جانبداري به بررسي بپردازيد. "

 

گزيده اي از پرسش ها:

1- بهشتي که خداوند در قرآن کريم وعده داده است کجاست؟

"همانا آخرين جهان و آخرين مأواست،حق."

2- جهاد در دنياي مادي يعني چه؟

"جهاد در دنياي مادي يعني مبارزه با همه ي چيزهايي که موجب مي شود شما از ياد خداوند يکتا غافل شويد."

3- آيا اينکه بعضي افراد ادعا مي کنند ارواح را مي بينند، صحت دارد؟

"مشاهده ي يک روح به صورت تجسدي بدون حضور مديوم تجسدي، وهمي است که روح به وجود مي آورد و در واقع خود روح نيست بلکه در ذهن افراد تصويرسازي مي کند. اين تصوير را روح به ذهن فرد متبادر مي کند و فرد در واقع دچار توهم نيست، بلکه روح را به صورت ذهني مي بيند."

4- آيا ارواح پس از ترک جسم فيزيکي ، به آن جسد سر مي زنند؟

"بعضي ارواح زياد از جسم خود دور نمي شوند، يعني گاهي به آن سر مي زنند."

5- آيا جامدات روح دارند؟

"جامدات روح دارند اما درک ندارند. شايد ما انسانها يک تکه گچ را فاقد روح بدانيم، چون ما روح آن را حس نمي کنيم زيرا درک ندارد، در صورتي که ما انسانها هم، زماني در جسمي همانند آن تجسد يافته بوديم و جامدات هم آمده اند تا تکامل يابند."

6- آيا در کرات ديگر موجوداتي همچون ما انسانها وجود دارند؟

"بله، در کره ي اگزول که با کره ي زمين فاصله ي بسيار زياد دارد و در کهکشاني ديگر است، انسانهايي وجود دارند که از داشتن گوش و لب محرومند و به کمک تله پاتي حرف مي زنند ودرست شبيه ما هستند ،آنها ازدواج مي کنند و بچه دار هم مي شوند."

7- جهان فيزيکي که ما مشاهده اش مي کنيم، چيست؟

" اتفاقات کنوني، انعکاس نور اتفاقاتي است که قبلاً رقم خورده اند. منظور اين است که خلقت خداوندي قبلاً صورت پذيرفته است و کرات و کهکشانهاي بسياري خلق گرديده و بعضاً نابود شده اند و ما انعکاس آنچه را قبلاً رخ داده مشاهده مي کنيم. خلقت انسانها و موجودات نيز به همان گونه صورت پذيرفته و مرگ و تولد ما در سرنوشت هر يک از قبل رقم خورده است و ما انعکاس آن را مي بينيم."

8- آيا تمامي ارتباطاتي که به نام ارواح مختلف صورت مي پذيرد، به دست همان ارواحي برقرار شده که خود را به آن نام خاص معرفي مي نمايند؟

"خير. بعضي ارتباطات به ارواحي مربوط مي شود که شما نمي شناسيدشان و به نام افرادي ديگر در جلسه حاضر مي شوند و ارتباط برقرار مي کنند."

توضيح مولف: منظور اين است که در بعضي جلسات ارتباط روحي، به علت وجود افراد بد گمان يا کساني که مي ترسند و يا اصولاً به وجود روح اعتقاد ندارند، و يا به علت وجود امواج منفي که گاهي بيش از امواج مثبت است، در ارتباط خللي ايجاد مي گردد و در نتيجه ارواحي ديگر ارتباط برقرار مي نمايند. اطلاعاتي که اين دسته ارواح مي دهند اغلب نادرست است. آنان از افکار و ذهن حاضران در جلسه استفاده مي کنند و خود را وابستگان ايشان معرفي مي نمايند. البته تشخيص درستي ارتباط به دانش روحي برگزار کننده ي جلسه بستگي دارد.

9- آيا شما ارواح در برآوردن حاجت نيازمندان دخالت داريد؟

"اگر خداوند بخواهد حاجت کسي را بدهد، هيچ يک از ما ارواح باخبر نخواهد شد."

10-آيا ارواح خود نيروي شفا بخشي دارند؟

"هر کس که داراي مقامي باشد، نيروي شفا بخشي به او داده مي شود. اگر از اين نيرو استفاده کند و موفق شود، هم ارتقاء درجه مي يابد و هم آن نيرو از او گرفته مي شود و نيرويي برتر به او داده مي شود. اين در مورد همه ي ارواح نيک صادق است."

14-شما ما انسانها را چگونه مي بينيد؟

"انسانها براي ارواح پشت و رو ندارند. ارواح آنان را به صورت سايه مي بينند."

19- چرا شما قصد داريد از طريق مديومها کتاب بنويسيد؟

"زيرا از طريق اين ارتباطات و نوشتن کتاب، مي خواهيم مردم را از رازهاي جهان خلقت باخبر سازيم تا نه تنها شما بلکه همه ي مردم آگاه شوند."

21- چرا براي نوشتن کتاب خانواده ي ما را انتخاب کرديد؟

"زيرا ميان شما محبت بيشتري وجود داشت و ما ارواح در اين محيط بهتر مي توانيم به راهنمايي بپردازيم. دليل ديگر اينکه خود شما در گذشته با عالم ماوراء ارتباطي داشته ايد. همچنين مديوم وظيفه دارد براي بيدار کردن مردم و نيز با اخلاق نيک و فداکاري هاي خويش، به مردم جهان درس عبرت دهد."

23- آيا رنگ درماني در بهبودي جسم تأثير دارد؟

"بله، اين نوع درمان از طريق تأثير رنگ ها بر روي هاله ي افراد صورت مي پذيرد. هرنوع رنگي داراي نوعي ميکروسان کوانتوم در اعماق انرژي هاي تشکيل دهنده ي آن مي باشد که بر روي هاله هاي افراد تأثيرگذار است."

29- آيا خراب بودن هوا بر ارتباط با ارواح تأثير مي گذارد؟

" بله، رابطه ي مستقيم دارد زيرا ما ارواح نمي توانيم در هر هوايي به سطح کره ي زمين نزديک شويم. همانطور که مي دانيد چون ارواح نور هستند در تشعشعات نور خورشيد يعني در هواي آفتابي ديده نمي شوند ولي در هواي باراني ديده مي شوند و اين باعث ترس مردم مي شود و به همين علت خداوندي که بندگانش را دوست مي دارد به ما اجازه نمي دهد به سطح زمين بياييم. همچنين مواد سيال ما نمي تواند در برف و باران سيال بماند و در هوا معلق گردد در نتيجه سنگين مي شود و ما در اين هوا ديده مي شويم البته به صورت ذرات نوراني."

توضيح مؤلف: البته اين موضوع در مورد ارواح نيک و متعالي صدق مي کند. معمولاً در جلساتي که در هواي باراني به هنگام رعد و برق تشکيل مي شوند، ارواحي ارتباط برقرار مي کنند که در سطح زمين هستند و اغلب گفته هاي آنان نادرست است.

- آيا در فضا چشمه هاي انرژي وجود دارد؟

"بله، اما انرژي آنها رو به اتمام است. ولي انرژي حق که به واسطه ي ماوراء پخش مي شود، هرگز تمام نخواهد شد."

32-اگر در روي زمين انرژي ارواح تمام شود، چه برايشان رخ مي دهد؟

"ما قبل از آنکه انرژيمان تمام شود، بر مي گرديم. هيچ گاه روحي بدون انرژي بر روي کره ي زمين نمي ماند."

33- چگونه از انرژي و نيروهاي روح کاسته مي شود؟

"ما نيروها و انرژيهاي خودمان را آنقدر پايين مي آوريم تا انرژي ما مشابه و مساوي روح و هاله هاي مديوم شود تا بتوانيم ارتباط برقرار کنيم . در اصل انرژيهاي خود را آنقدر از ماوراء دور مي کنيم که انرژي ما رو به اتمام مي رود."

34- فاصله ي کره ي زمين( جهان مادي) با جهان خلقت چقدر است؟

"خيلي بيشتر از آنچه بتوانيم آن را روي کاغذ بياوريم. آيا شما آخر فضا و کيهان را مي شناسيد؟ بنابراين انتهايي وجود ندارد و در اصل اين جهان، جزئي از جهان خلقت است."

35- نحوه ي ارتباط با مديوم پس از تطبيق انرژي چگونه است؟

"ما هاله هاي دست مديوم را تا حدودي خارج کرده، از اکتوپلاسم مديوم استفاده مي کنيم تا بتوانيم دستي بي روح را به نوشتن در آوريم. البته اين مورد درباره ي مديومهاي خود به خودي و ماشيني است. در مورد مديومهاي ذهني يا القايي و القايي ذهني، ما دست را بالا مي آوريم و ارتعاشات را يکي کرده، اما به دست مديوم کاري نداريم و فقط از امواج مغزي و ذهني فرد استفاده مي کنيم و دست را بر اساس مغز کنترل مي کنيم و نه تنها از اکتوپلاسم مديوم، بلکه از اکتوپلاسم افراد اطراف نيز مي گيريم."

36- آيا مواد سيال مديوم و آنچه با خود مي آوريد، ترکيب مي شوند؟

"بله در اصل ترکيب چند ماده و چند انرژي موجب پديده ي نوشتن دست مي شود. همچنين ارتعاشات و انرژيهاي ما با اکتوپلاسمي که از مديوم مي گيريم و مواد سيال او با هم آميخته مي شود و داراي عمل فيزيکي مي گردد."

37- تفاوت هاله ها و مدارات الکترو مغناطيسي در انسانها چيست؟

" هاله ها نورهايي هستند که اولاً به رنگهاي مختلف طبيعي موجودند و ثانياً هنگامي که روحي مي خواهد وارد بدن مديوم شود، بايد از آنها همانند پرده اي بگذرد. ولي مدارهاي مغناطيسي هيچ ارتباطي با مديوم و ارتباط با ارواح ندارند، زيرا آنها فقط همانند نوري در اطراف بدن براي محافظت از آن عمل کرده و به کمک اعصاب و مغز، فرد را از هرگونه خطر آگاه مي کنند."

38- آيا افراد عادي مي توانند هاله هاي انسانها را ببينند؟ چگونه؟

" هرکسي مي تواند هاله هاي خود و ديگران را ببيند. البته اگر تمرکز کنند و يا اينکه به اتاقي تاريک بروند و يک نفر به ديگري نگاه کند. اگرفردي به نقطه اي خيره شود و تمرکز کند، حتماً هاله هاي ديگري را خواهد ديد و اين ديدن هاله ها بر اثر مرور زمان ، به سرعت و همراه با رنگ ، در روشنايي نيز اتفاق مي افتد."

39- تمرکز يعني چه و افراد چگونه مي توانند تمرکز کنند؟

" تمرکز يعني اينکه انسان ذهنش را از هر گونه فکر و خيال پاک کند و تنها درباره ي آن چيزي که مي خواهد انجام دهد تمرکز يا فکر کند. تمرکز هنگامي صورت مي گيرد که فرد ، انرژيهاي منفي را بيرون راند وانرژيهاي مثبت را بگيرد و همچنين فکر خود را خالي از هر گونه تخيلات کند. مي توان ساعتها به نقطه اي سياه نگاه کرد که ديدن آن نقطه به علت اينکه ريز است تمرکز را افزايش مي دهد و فرد مي تواند از تمرکز خود نتايجي مثبت در هر زمينه کسب کند."

40- چه ارتباطي بين آزمايش پاندول( آونگ) با دست افراد وجود دارد؟

"در هوا نيروي مقاومتي وجود دارد. نيروي مقاومت هوا به همراه نيروي مانيه تيزم بدن، اين نيرو را بوجود مي آورد و اين حرکات ايجاد مي شود. هنگامي که پاندول گرفته مي شود، چون فلز است موجب مي شود که انرژي کوانتوم و هاله ي فرد تحريک شود و اختلالاتي در امواج و حرکات دست افراد ايجاد گردد."

41- آيا ارواح از اينکه مي توانند با زميني ها تماس برقرار نمايند، خوشحال مي شوند؟

"بله زيرا آنان تا مدتها دلبستگي شديدي به زندگي زميني و بازماندگان خويش دارند. البته شايد بعضي ارواح از اين ارتباطات خوشنود نباشند و فقط به اين دليل خوشحال باشند که براي راهنمايي انسانها مي آيند نه چيز ديگر."

42- لطفاً چگونگي ارتباط ارواح با زميني ها را بيان کنيد؟

" ابتدا ما ارواح همان گونه که گفتيم از ماورا يا کيهان انرژي کافي را مي گيريم .پس از اينکه از تونل ورود به جهان مادي عبور کرديم، خود را بر روي کره ي زمين حس کرده و به سوي مديوم مي رويم. هنگامي که مطمئن شديم افراد آن خانواده يا افراد حاضر در جلسه مايل به برقراري اين ارتباط هستند و خطري هم وجود ندارد، جسم اثيري دست مديوم را خارج کرده ( در هنگام کتابت )، سپس به کمک انرژي دادن به مغز مديوم و تحت اختيار گرفتن امواج مغزي او، ارتباطي دلپذير برقرار مي سازيم."

43- چرا ارواح با زميني ها تماس مي گيرند؟

" به علت اينکه ارواح گاهي اوقات مي خواهند زميني ها را از موضوع يا خطري آگاه کرده و يا حتي آنها را راهنمايي کنند. در اصل نيروي اک (حق) است که اين گونه ارتباطات را برقرار مي سازد و اطلاعاتي را که بايد به اين گونه انسانها داده شود، منتقل مي کند."

44- معيار طبقه بندي ارواح در جهان خلقت چيست؟

" معيار طبقه بندي اين است که هر کسي که کار نيک، رفتار پسنديده و کار شايسته اي در جهان مادي انجام دهد، درجه اش بسيار بالاتر از فردي است که نماز مي خواند ولي بدون آنکه بداند چرا !"

45- جايگاه ارواح در جهان خلقت کجاست؟

" ماوراء، يعني در فضا و بر روي مداراتي که در فضا و کيهان وجود دارد. در اصل ما ارواح جايگاه مخصوصي نداريم و تمام طبقاتي که به شما مي گوييم تصوير سازي از ذهن خود ما ست که دوست داريم به اين صورت باشد."

46- آيا ارواح انسانها با اديان مختلف و يا مردم يک شهر و يا کشور در جهان خلقت در يک مدار خاص قرار مي گيرند؟

"خير، همانطور که انسانها با زبانها و فرقه هاي متفاوت بر روي کره ي زمين قرار دارند، ارواح هم همگي از هر ديني باشند، باز هم همانطور طبقه بندي خواهند شد. يعني اينکه کسي که مثلاً مسيحي يا زرتشتي و يا حتي مسلمان است، اگر بداند براي چه زندگي مي کند و به دنياي پس از مرگ معتقد باشد و به خداوند متعال و وجود او ايمان داشته باشد، همانند بقيه خواهد بود.

همانطور که خداوند در بخشي از آيه الکرسي مي فرمايد: در دين هيچ اجباري نيست، هدايت از گمراهي مشخص شده است."

47- آيا ارواح در کشورهاي مختلف به نسبت عقايدشان به شکلهاي گوناگون تماس مي گيرند؟

"خير، شما انسانها هستيد که به طرق مختلف مي خواهيد با ما ارتباط برقرار کنيد. مثلاً مسلمانان با خواندن فاتحه اي از خداوند براي آمدن يک روح نيک درخواست مي کنند و در فرقه هاي ديگر فقط با قلبي پاک و يا با تمام وجود خواستن، ارتباط برقرار مي کنند که البته براي ما هيچ فرقي نمي کند."

48- به طور کلي معني جهان و طبقه چيست؟

"يک دانش آموزي که مي خواهد به درجه ي دکترا برسد، بايد مراحل بسيار سختي را پشت سر بگذارد تا به آن هدفي که دارد برسد. طبقات و جهان هم چنين هستند تا ارواح و يا انسانها از اين طريق بتوانند به درجاتي والا و برتر نائل آيند."

49- آيا غير از جهان مادي، جهان ديگري هم وجود دارد؟

"بله، جهاني با نام زيباي جهان خلقت."

50- آيا جهان مادي با انفجار بزرگ (مهبانگ) به مرحله ي تشکيل کهکشانها و سيارات رسيده است؟

" تمام جهان خير، نيمي از جهان ، يعني فضا، کيهان و ماورا که همگي يکي هستند از همان اول وجود داشته است ، اما خورشيدها و سيارات و ستارگان و غيره با انفجاري بزرگ پديد آمده اند. به ياد داشته باشيد که هر چيزي که در جهان وجود دارد از سياره اي بسيار کامل گرفته تا شهابي که به تازگي به صورت سياره اي سيال به حرکت در آمده است، همگي داراي نظمي معين و مشخص مي باشند."

51- آيا در خارج از منظومه ي شمسي سياره اي شبيه کره ي زمين وجود دارد که در آن حيات وجود داشته باشد؟

"شبيه زمين بله، انسانهايي که درون آن زندگي مي کنند، تقريباً شبيه انسانهاي کره ي شما هستند با اين تفاوت که آنان فقط چشم دارند و براي صحبت کردن هم از نيروي تله پاتي استفاده مي کنند."

52- لطفاً در مورد آسمان و فضاي لايتناهي توضيح دهيد که چيست؟

"آسمان همان است که شما انسانها هم آن را مي بينيد. فضا محلي است که ارواح آن را ماورا مي نامند و از آنجا انرژي کسب مي کنند. فضاي لا يتناهي فضايي است که شما انسانها نمي توانيد به آن وارد شويد مگر اينکه به صورت مواد سيال باشيد و يا به صورت نور(انرژي)."

53- آيا جهان مادي در حال بزرگ شدن است؟

"همه چيز روز به روز افزايش پيدا خواهد کرد، پس جهان مادي هم بزرگتر خواهد شد."

54- چرا جهان مادي بزرگتر مي شود؟

"چون يک پارچ آب درون يک ليوان کوچک جاي نمي گيرد. وقتي موجودات و شکلهاي ديگر خلقت خداوند افزايش پيدا مي کنند، بنا براين بايد جهان بزرگي وجود داشته باشد تا اين موجودات در آن ادامه ي حيات دهند."

55- آيا منظور شما اين است که بوجود آمدن کرات تازه براي سکونت بشر است؟

"خير، در کرات جديدي که بوجود مي آيند، مسلماً موجوداتي عجيب و جديد خواهند زيست."

56- آيا پاياني براي جهان وجود دارد؟

"خير، البته ممکن است در جهان تغييراتي بوجود آيد اما مسلماً نابود نخواهد شد."

57- آيا در فضاي بيکران موجودات متفکر ديگري هم شبيه انسان وجود دارند؟

"تقريباً شبيه انسان، موجود متفکري که به دنبال علم باشد، خير وجود ندارد، فقط انسانهاي تله پاتي هستند که متفکرند."

58- کره ي زمين چگونه بوجود آمد؟

" کره ي زمين ابتدا گوي آتشيني بود که از خورشيد جدا و در قسمتي از فضا سکني گزيد ، سپس به مرور زمان و بتدريج سرد شد و آبها و درختان و پستيها و بلنديها پديد آمدند."

59- پديده ي تونل چيست؟

" تونل محلي است که بسياري از پرتوها و انرژيها در آن نهفته است و در آنجا تمام کارهاي نيک و بد فرد محاسبه مي شود. هر روح، به وقت شما زمينيها، ممکن است يک روز يا ده سال در آن تونل باشد. اين بستگي به کارهاي نيک و بد فرد دارد."

60- آيا تونل همان عالم برزخ است؟

"بله، يعني جايي که اگر خوبي کرده باشي، پاداش مي گيري و اگر بدي کرده باشي، جزا مي بيني."

61-آيا موجودات تله پاتي به وجود خداوند پي برده اند؟

"خير، مثلاً انسانهايي که در کرات ديگر وجود دارند، هنوز نه نيروهاي خود را کشف کرده اند و نه حق را درک کرده اند. بنابراين تله پاتي هيچ گونه ارتباطي با شناخت حق ندارد."

62- آيا قبل از بشر فعلي، بر روي کره ي زمين، موجودات متفکر يا شبيه انسان مي زيسته اند؟

"متفکر، خير. شبيه انسان هم خير."

63- لطفاً در مورد موجودات بزرگي که در گذشته آنها را خدايان مي ناميدند و قدرتي فوق العاده داشتند، توضيح دهيد.

"آنها همان ارواح نيک بودند که مقام بسيار والايي داشتند و اجازه ي استفاده از نيروي کامل خويش را يافته بودند و آن قدر نيرو از خداوند متعال گرفته بودند که به آنها ارابه ي خدايان گفته شده است. خداوند وقتي که ديد آنها در همه ي کارهاي بندگان بيش از حد دخالت مي کنند و بندگان ديگر او از اين مساله رنج مي برند، نيروهاي خود را از آنها گرفت و نيرويي بسيار ضعيف برايشان باقي گذارد. مثلاً خدايان قديم انرژي لازم را در خود داشتند ولي ما ارواح نيک بايد آنها را از کيهان بگيريم."

64- آيا درست است که اين نيروي خدايي از خدايان گرفته و در ذهن انسان پنهان شده است؟

"بله، در جايي پنهان شده است که خود انسان هم نمي داند و اين نيروها در اعماق وجود او قرار دارند و فقط هنگامي پديدار مي گردند که خود انسان هم تلاش کند تا اين نيروهاي خفته ي درون خويش را بيدار سازد و بخواهد از آنها به نحو احسن استفاده کند."

65-آيا منظور از نيروهاي پنهان، نيرويي مثل کنداليني مي باشد؟

" تقريباً شبيه آن است اما نه کاملاً مشابه."

( از اين پس پرسش هايي که شبيه پرسشهاي پيشين باشد، در متن گنجانده نمي شود)

70- آيا بيماران صرعي مديوم هستند؟

"بله، بيماران صرعي مديومهاي بسيار قوي هستند که مي توانند هم گفتاري، هم کتابتي و هم تجسدي باشند."

71-آيا پيشگوييهايي که جهت پايان قرن بيستم شده، درست است؟

" آنچه که درست است اين است که بسياري از مردم فکر مي کنند کره ي زمين نابود خواهد شد. در صورتيکه چنين نيست. آن پادشاه وحشت(که در پيشگوييها آمده) همان بلاهاي آسماني، همچون طوفان، زلزله هاي شديد، سيل و ... مي باشد."

72- آيا کمک و راهنمايي کردن ديگران عمل خوبي است و کارما دارد؟

" کمک به افراد کار خوبي است در صورتي که : 1- فرد بخواهد 2- بتوان به او کمک کرد 3- وضع به شکلي نباشد که فرد خود را از قبل شکست خورده بداند."

73- آيا در نوشتن کتاب، ارواح مترقي به ما کمک مي کنند؟

" بله، ارواح متعالي."

74- منظور شما از خدايان چيست؟

" منظور کساني هستند که مردم به جاي خداوند بزرگ و رحيم آنها را مي پرستيدند، همانند بتها، خورشيد، ماه و ..."

75- چگونه مي شود فردي را در يک لحظه به خواب مانيه تيزمي برد؟

" بستگي دارد به حالت چشمان فرد و همچنين نيروي مانيه تيزم آن فرد که هر چه بيشتر باشد، بهتر مي تواند مواد سيال شخصي هيپنوتيزم کننده را به خود جذب کند."

76- پديده ي سالم ماندن بعضي اجساد به چه علت است؟

" روح بعضي از اجساد تمايل به خارج شدن ندارد و يا اينکه دوست دارد که در کنار جسدش بماند. بنابراين چنين اجسادي ممکن است که حتي پس از قرنها باز هم کمي سالم بمانند. همچنين به علت اينکه فرد روحي متعالي داشته و از نيروها و انرژيهاي خويش استفاده ي بسيار نموده است، جسدش نيز داراي انرژي مي باشد و همين انرژي است که موجب بقاي جسد مي شود."

77- مثلث برمودا چيست و چه نيروهايي سبب غيب شدن هواپيماها و کشتي ها در آن منطقه مي شود؟

"مثلث برمودا حفره اي است به شکل مثلث درون اقيانوس که در اين مثلث نيروي کششي بسيار عجيبي وجود دارد که همه ي اجسام را به سمت خود مي کشاند و در خود حفظ مي کند. درون اين حفره پر از امواج مثبت ،انرژي ها و نيروهاي متعدد است. اگر چيزي که انرژي منفي دارد به آن نقطه برود، جذب نشده و خنثي مي گردد و بر روي آب خواهد ماند، اما اگر مثبت باشد، جذب مي شود و از بين مي رود. در مورد انرژي هواپيما نيز چنين است. نيروي مغناطيس، هواپيما را به سوي خود مي کشاند و همين طور خيلي چيزهاي ديگر. آن مثلث در اصل کانون نيرويي است که نيمي از آن از کرات ديگر آمده و نيمي ديگر از آن، از ماورا و کيهان بر سطح زمين فرود آمده است. از آنجا که نيرو و انرژي کيهان بسيار زياد و قدرتمند و کشش آن هم زياد است، بنابراين همه ي نيروها با يکديگر نيروي عجيب و خارق العاده اي به وجود مي آورند که به صورت نيروي الکتروسوانيس يا همان نيروي کششي مثبت است."

78- آيا انسانها و يا نيروهاي ديگري در آن منطقه، درون درياها و يا درون زمين زندگي مي کنند؟

"خير، البته موجودات خيلي کوچک و ريزي وجود دارند که در تمام کره ي زمين و در داخل آن هستند، اما اين موجودات فقط در آن نقطه متمرکز نشده اند."

80- آيا آمدن سفينه از کرات ديگر بر روي کره ي زمين واقعيت دارد؟ اگر چنين است آنها براي چه کاري مي آيند؟

"بله، واقعيت دارد. همانطور که انسانهاي کره ي زمين مي خواهند بفهمند و کنجکاو هستند که در کرات ديگر چه مي گذرد، آنها نيز کنجکاو هستند."

81- چرا خداوند انسانها را بر روي کره ي زمين آفريد و بر روي کره اي بزرگتر يا کوچکتر خلق نکرد؟

"زيرا کره ي زمين داراي آب و هواي بهتريست و اندازه ي آن نيز بنا بر نيروي اک تنظيم گرديده. هيچ نيرويي نيست که در مقابل نيروي اک (حق) مقاومت کرده و بخواهد زمين را نابود کند، مگر خود حق."

89- آيا مي شود با روح بلافاصله پس از خروج از بدن تماس گرفت؟

"بله، حتي شب اول، البته به شرطي که روحي که مرده است و به جهان خلقت رفته، مرگ خود را باور کند. در آن موقع مي توان تماس گرفت."

94- آيا ذره ي اوليه که از سوي حق جدا مي گردد، کامل نيست؟

"در ابتدا که آن ذره از نور الهي جدا مي شود، سرشار از همان صفات حق مي باشد. ولي براي اينکه چرخشي وجود داشته باشد، تمام اين صفات در آن ذره پنهان مي گردد تا خود آنها را پيدا کند."

95- چه کساني روح نگهبان خود هستند؟

" کساني که با تکامل روحي و همچنين طي دوره هاي متوالي زياد، هاله هاي اطرافشان بيش از بقيه ي انسانها شده و آن افراد کساني هستند که قلبشان نيز بسيار پاک و ظاهر و باطنشان يکي است."

96- شرايط افرادي که مي خواهند در يک جلسه ي ارتباط با ارواح شرکت کنند، چيست؟

"کساني که مي خواهيد براي شرکت در جلسات انتخاب کنيد، بايد شرايط زير را دارا باشند:

1- ترسو نباشند.

2- بيمار نباشند.

3- به عالم پس از مرگ و وجود روح، اعتقاد کامل داشته باشند.

4- کاملاً ايمان داشته باشند و در برخورد با ارواح، خيلي آرام و خونسرد باشند.

5- شوخ طبع نباشند و سکوت را مراعات کنند.

6- در کل امواج منفي در محيط نباشد چون امواج منفي باعث اختلال در فرکانس ارتعاشات ما مي گردد."

100- آيا مي شود در زمان سفر کرد؟ آيا بشر مي تواند دستگاهي بسازد که بتواند با آن در زمان سفر کند؟

"الان شما اين دستگاه را ساخته ايد. دستگاهي به نام هيپنوتيزم. چه چيزي بهتر و کاملتر از آن؟ بله، هيپنوتيزم همان سفر در زمان است که مي توان با آن هم به گذشته و هم به آينده سفر کرد."

 

پيام:

" سعي کنيد تمام کارهايي که انجام مي دهيد فقط براي خداوند، خوشنودي و رضايت او باشد نه براي جلب توجه مردم و تحسين آنان تا خداوند شما را سربلند کند و در پيشگاه خود و مردم، عزت و مقام دهد."

پيام:

" زندگي همچون بازي شطرنجي است که انسانها درآن بارها کيش و مات مي شوند. انسان واقعي کسي است، که پس از بارها کيش و مات شدن، باز هم بازي کند."

103- آيا عمليات آقاي ديويد کاپرفيلد، مانند عبور از ديوار چين، از طريق ارتباط با ارواح مي باشد؟

"اينها همه نيروهاي خود ايشان است، همانند کساني که مي توانند قاشقي را کج کنند. ايشان جهت عبور از ديوار، در اطراف جسم فيزيکي خود هاله اي را با نيروي خود انباشته مي کند که آن هاله باعث مي شود جسم فيزيکي، از همه جا، همانند روح عبور کند، اما اين کار ارواح نيست. همه اين نيروها را دارند ولي بکار نمي گيرند. اگر زندگينامه ي او را بخوانيد، خواهيد ديد که او بارها در جلسات روحي شرکت کرده و مديوم فيزيکي بسيار خوبي نيز هست، مديومي که ارواح به واسطه ي او در هنگام حلول، اجسام فيزيکي را نيز به حرکت در مي آورند. هرکسي يک نوع قدرت مديومي دارد. آقاي ديويد نيز مديوم فيزيکي است بنابراين مي تواند اجسام را به حرکت درآورد."

104- آيا دعا و خيرات تاثيري به حال ارواح دارد؟"بله البته ارواحي که با اين اعتقادات فوت کرده باشند."

105- دعا و خيرات براي اين گونه ارواح چه تاثيري دارد؟" انرژيهايي که بوسيله ي اين خيرات مثلاً خرما پخش کردن فرستاده مي شود و يا همان فاتحه اي که خوانده مي شود، به جهان خلقت مي رسد و با انرژي کيهان آميخته شده، روح را از انرژيي که به او داده شده مطلع مي کند. در نتيجه روح بر اثر آن انرژيها تسکين مي يابد و مي تواند ارتباطي برقرار کند و يا کاري انجام دهد که باعث ارتقاء درجه ي او شود."

112-آيا روح موجودات کرات ديگر پس از مرگ با شما در يک جا هستند؟"خير، ارواح هر منظومه يا هر کهکشان در مدارهايي که در اطراف ستاره ي بزرگ خودشان قرار دارد، زندگي مي کنند."

113- شما چگونه به وجود آنها پي مي بريد؟" اينها همه اطلاعاتي است که به ما گفته مي شود. همانند اينکه مثلاً شما عقل داريد ولي ممکن است کاملاً وجود آن را با لمس کردن درک نکنيد و آن را نبينيد."

119- منظور از ستاره ي بزرگ چيست؟" ستاره ي بزرگ يعني همان منبع نوري که همه ي کرات آن منظومه از آن استفاده مي کنند، مثل خورشيد که ما ارواح به دور آن زندگي مي کنيم."

120- آيا شما انرژي خود را از خورشيد مي گيريد؟" خير، خورشيد پرتوها را به فضا مي دهد و کيهان با انرژيهاي خود آنها را آميخته مي کند و انرژيي بسيار قوي براي ارواح به وجود مي آيد."

121- تفاوت روح در دوره هاي جماديت، نباتيت، حيوانيت و انسانيت چيست؟"در دوره ي جماديت، داراي هيچ نوع حس يا شعور نمي باشد، البته برخي از مواد گياهي و رسوبات داراي نوعي حس گرما و سرما مي باشند. در دوره ي نباتيت داراي همه نوع حس است، اما داراي شعور، قدرت فکر، تعقل و آگاهي نيست. در دوره ي حيوانيت، حيوان خطرات را مي شناسد و مي داند که غذايش را چگونه بايد تامين کند بنابراين به نوعي آگاهي اوليه رسيده است. در دوره ي انسانيت، آگاهي و شعور و قدرت تعقل، به طور کامل به او داده مي شود."

126- چرا ارواح در بعضي از نقاط کره ي زمين مي توانند ساعتها بدون کمبود انرژي با زمينيها تماس بگيرند ولي در برخي جلسات ما مي بينيم که مي گويند بايد برويم چون انرژي ما به اتمام رسيده است؟" زيرا بعضي ارواح، متعالي هستند و از محبت الهي بيشتري برخوردارند. همچنين ارواحي که مي توانند از انرژي گرفته شده سود و بهره ي بيشتري ببرند، ارواح متعالي هستند. البته بستگي به پرسشهاي شما نيز دارد."

127- آيا در ارتباطات ارواح با زميني ها، حضور روح راهنما الزامي است؟" بله."

128- شما ارواح چگونه متوجه زمان مي شويد؟" ما از روي انرژيهاي زمان و پرتوهاي خورشيد و ماه متوجه زمان مي شويم."

133- آيا در جهان خلقت نيز ارواح تکامل روحي پيدا مي کنند؟" خير، ما ارواح در اصل تکامل پيدا نمي کنيم فقط درجات ما بالاتر مي رود يعني به طبقات بالاتري مي رويم. تکامل چيز ديگري است."

136- آيا ابعاد ديگري غير از زمان و مکان هم وجود دارد؟" ابعاد کلي که خير ولي ابعاد جزئي زيادي وجود دارد. مثلاً ابعادي که در اين جهان مادي و جهان خلقت وجود دارد، مثل بعد اول و دوم و سوم و بعد چهارم که بعد چشم سوم است و غيره."

137- منظور از بعد چهارم چيست؟" بعد چهارم همان خودشناسي يا هيچ بودن است، يعني ارتباط با جهان خلقت."

138- نيروي کنداليني چيست؟"اين نيرو در همه ي انسانها وجود دارد، در بعضي بيشتر و در بعضي کمتر. اين نيرو در اعماق وجود انسانها موجود است و برخلاف نيروهاي ديگر، بسيار مشکل به حرکت در مي آيد."

139- نيروي کنداليني چگونه بيدار مي شود؟" اين نيرو بسيار مشکل بيدار مي شود و بيرون مي آيد. البته بعضي افراد از طريق يوگا و انجام ورزشهاي سخت به مدت طولاني، مي توانند اين نيرو را به حرکت در آورند."

140- نيروي کنداليني چه نيروهايي را بيدار مي سازد؟" پرواز جسم، به حرکت در آوردن اجسام و از بين بردن غدد سرطاني."

145- آيا کتابهاي ارتباط ارواح آقاي آلن کارداک واقعاً ديکته شده ي ارواح است؟"بله، حتما.ً"

147- چرا در قرآن کريم فقط از روح نام برده شده و هرگز ارواح گفته نشده است؟" زيرا در اصل يک روح وجود دارد و آن هم خداست."

149- فرق نفس با روح چيست؟" منظور از نفس يعني همان نيروي منفي عقل که فرد را به سوي انرژيهاي منفي يعني شيطان مي کشاند، ولي روح به اصل حق وابسته است و هيچ نوع انرژي منفي در آن واقع نشده و تماماً سرشار از انرژي مثبت و آگاه حق است."

151- آيا ارواح جنسيت دارند؟" دراصل همه ي ارواح يک روح هستند - که همانا حق است - و خداوند هم که جنسيت ندارد پس ارواحي که از او دميده مي شوند، جنسيت ندارند بلکه در کالبد هاي مختلف تجسد مي يابند."

152- آيا دو روح مي توانند همزمان در يک بدن حضور داشته باشند؟"خير، يک بدن فقط مخصوص يک روح است، چون بدن گنجايش يک روح را دارد نه بيشتر."

153- در موقع برونفکني، روح مديوم در کجا قرار دارد؟" در کنار مديوم، به علت اينکه اگر دور شود، ممکن است ريسمان نقره اي پاره شود."

154- رنگ ارواح چگونه است؟" ارواح رنگ هاي مختلفي دارند و به چندين دسته تقسيم مي شوند، ولي رنگ اصلي آنها رنگ دود و نور است."

155- آيا رنگ ارواح در جهان هاي مختلف فرق مي کند؟" بله."

157- تاثير ارواح در شفادهي چگونه است؟" به کمک انرژيهاي خود و شخص مديومي که شفابخش است."

158- چگونه بعضي انسانها فقط با يک لمس کردن مي توانند در شفاي ديگران مؤثر باشند؟" خداوند هيچ انساني را همانند ديگري نيافريده است، حتي دو پاي يک انسان هم شبيه يکديگر نيستند."

160- چه رابطه اي بين رنگهاي ارواح و هاله هاي انساني موجود است؟" ارتباط بين رنگ ارواح و هاله هاي انسان فقط اين است که هاله هاي انسان داراي رنگهاي متفاوت است ولي رنگ ارواح حدود مشخصي دارد. مثلاً رنگ هاله هاي انسان بسيار است ولي رنگ ارواح اندک است."

161- تاثير رنگها در شفا درماني چيست؟" هر رنگي در شفا درماني تاثير دارد. مثلاً رنگ آبي، آرام بخش و رنگ قرمز،هيجان آور است.

رنگ بنفش: باعث مي شود فرد آرامش ظاهري بسيار داشته باشد.

رنگ قهوه اي: موجب شادابي مي شود.

رنگ سياه: موجب پشيماني مي گردد.

رنگ خاکستري: موجب مي شود که فرد دست به هر کاري بزند، يعني اينکه فردي که بسيار ساکت و گوشه گير است، بايد از اين رنگ استفاده کند تا بيشتر به ميان ديگران برود.

رنگ صورتي: باعث مي شود که افراد از يکديگر زده شوند.

رنگ سفيد: موجب راحتي مي شود.

رنگ سبز: موجب زيبايي، شادابي و آرامش خاص مي شود و فکر فرد به چيزهاي ديگري غير از بيماري و مشکلات زندگي معطوف مي گردد. اين رنگ ،انسان را به اعماق وجود خود مي برد، براي همين است که طبيعت خداوند سبز است.

رنگ زرشکي: باعث مي شود که فرد اطمينان خاطر پيدا کند.

رنگ کرم: موجب مي شود که فرد خود را بسيار بالا ببيند و خود را بزرگ جلوه دهد.

رنگ خردلي: موجب مي شود که فرد اعتماد به نفس پيدا کند.

رنگ نارنجي: باعث مي شود که فرد بتواند خود را به ديگران نشان دهد و از خود چيزي بگويد.

رنگ نيلي: موجب مي شود که افراد به هم اعتماد پيدا کنند.

رنگ جگري: موجب کم شدن ضربان قلب و نبض مي شود.

رنگ شيري: موجب مي شود فردي که وسواس دارد، کم کم از اين کار دست بردارد.

رنگ سرمه اي: موجب از بين رفتن پريشاني و گسستگي مي شود."

162- شما با توجه به اينکه علاقه اي به ماده نداريد، چطور حاضر به برقراري ارتباط مي شويد؟" ارتعاشات شما بسيار پايين و ارتعاشات ما بسيار بالاست، ضمن اينکه ما ديگر علاقه اي به زمين و هر چيز مادي آن نداريم. شما پس از مرگ، خواهيد فهميد که لطيف و سيال يعني چه و جسم مادي و کثيف يعني چه. ما براي ارتقاي درجه ي خود و آگاهي دادن به شما حاضر به برقراري ارتباط مي شويم."

163- آيا مديومي که در زمينه ي مسائل روحي مطالعه دارد، براي ارتباطات مفيد است؟" بله، مديومي که آگاهي داشته باشد بهتر است، چون ما در حين ارتباط ، براي پيدا کردن لغات و جملات در ذهنش ، زياد دچار مشکل نمي شويم."

166- تاثير رنگ هاله ها در شخصيت افراد بيانگر چيست؟" انسانهايي که هاله شان به رنگ قرمزاست، انسانهايي شهوتران و مادي هستند ، هاله ي آبي: انسانهاي معصوم و آرام ، هاله ي سبز: انسانهاي خوش برخورد و صميمي و قابل اعتماد ، هاله ي زرد: انسانهايي که عقده ي رواني دارند، هاله ي سياه: انسان هاي افسرده، هاله ي سفيد: انسانهاي خوشبخت و راضي . افرادي که هاله ي قهوه اي دارند، افرادي هستند که در اين دسته،از همه مهمتر و داراي نيروهاي قوي مي باشند، منتها همه آنان را ديوانه خطاب مي کنند. مثلاً بعضي افرادي که در بيمارستانهاي رواني بستري هستند، از اين نوع دسته اند."

167- آيا تشکيل جلسات روحي به هنگامي که بعضي از شرکت کنندگان آن را باور نمي کنند، اشکال دارد؟

" آيا از نظر شما شناساندن معرفت الهي و خداشناسي اشکال دارد؟ ما همه با کوشش شما سعي در روشن کردن حقايقي داريم که شايد قرنها و نسلها پنهان مانده بود. کيفيت جلسات هرکس بستگي به قلب او دارد. تنها اشکال اين است که اگر مثلاً تعداد افراد پنج نفر باشد و سه يا چهار نفر امواج منفي منتشر کنند و يک يا دو نفر امواج مثبت، ارتباط مختل مي شود. يا بايد امواج مثبت و منفي مساوي باشد و يا اينکه امواج مثبت بيشتر باشد تا ارتباطي مناسب برقرار شود."

168- فردي مي گفت پدر بزرگش که روحاني بوده، در يک کاسه ي آب نگاه مي کرده و از درون کاسه ي آب صدايي بيرون مي آمده که دستور شفاي بيماران را با داروهاي گياهي ساده بيان مي کرده است. آيا اين موضوع صحت دارد؟

" به قلبت رجوع کن تا حقايق را بفهمي.ايشان خودشان مديوم گفتاري بوده اند اما چون راه آن را نمي دانستند، خود ارواح او را آشنا به آن کار يعني صحبت مستقيم از طريق کاسه ي آب مي کرده اند."

170- آيا تمرکز بر روي شمع مفيد است؟

" بله، مفيد است. زيرا شعله ي شمع داراي انرژي تمرکزي يا رانگز مي باشد. اين انرژي باعث تمرکز بيشتر و بهتر مي گردد."

171- آيا روح مي تواند در يک لحظه در چند مکان مختلف باشد و اطلاعات خاصي از مکانهاي دور بدهد؟

" بله، در ارواح متعالي اين موارد بيشتر است و آنان مي توانند اطلاعاتي از سرزمينهاي دور به دست دهند، ولي ارواحي که نيک هستند (نه متعالي) اين اطلاعات را ناقص دريافت مي کنند بنابراين گاهي در گفته هاي آنان تناقض ديده مي شود."

174- چرا روح بايد تکامل پيدا کند؟

" يکي از قاعده هاي نظم خداوند در اين است که روحي را که مي آفريند، انجام و سرانجام داشته باشد و تکامل روحي راه زندگي روح است. اين در نظام خداوند قاعده اي است که همه چيز بايد راه اصولي و پيشرفت را طي مي کند."

175- چگونه افراد چاق مي توانند لاغر شوند؟

"افراد چاق جهت لاغر شدن دستورات زير را به کار ببرند:

الف- صبح ها ناشتا مقداري آب آلبالو يا شربت آن را با مقداري شير مخلوط کرده و ميل نمايند، سپس 15 دقيقه ورزش کرده و تا هنگام ظهر چيزي نخورند.

ب- در هنگام ظهر مصرف غذا را کم کرده و در ساعت 3 بعد از ظهر مقداري آب ميوه را با کمي شير يا گلاب جوشانده و بنوشند، سپس 15 دقيقه ورزش کنند.

ج- در فواصل هر وعده غذا حداقل 6 ليوان آب بنوشند و هرگز در روز نخوابند.

د- قبل از خواب، هر شب يک عدد سيب يا گلابي ميل کرده و به طور کلي صرف غذا کم و ورزش زياد شود."

176- قدرت ارواح در متحول ساختن ماده چه اندازه است؟

" متحول ساختن ماده به دست حق است، اما ارواح متعالي در بعضي اوقات که لازم باشد، قدرت آن را دارند."

177- پديده ي پرواز جسم چيست و چگونه انجام مي شود؟

" هنگامي که فرد در اتاقي مي نشيند و اعمالي انجام مي دهد و سخناني مي گويد، در واقع او خود را به همراه نيروي اک آماده مي کند. يعني نيروي اک(حق) درون هاله ي او وارد شده، او را سبک مي کند. اين نيرو به همراه نيروهاي درون فرد باعث مي شود که پرواز جسم با همان جسم فيزيکي به انجام برسد."

178- آيا جنين هنگامي که در رحم مادر است، اطراف خود را مي بيند؟

" خير، جنين يا نوزاد نمي تواند ببيند، زيرا هنوز ارتعاشات روح با ارتعاشات بدن يکي نشده است، از اين رو نمي تواند متوجه درون رحم مادر شود. البته ضمير نا خود آگاه جنين آنها را ثبت خواهد کرد."

پيام:

" از حق کمک بخواهيد، به نام او شروع کنيد. او ياري دهنده ي همه ي بندگان خويش است."

179- هاله ي انساني چيست؟

" روح انسانها که در بدن آنان جاي مي گيرد، از خود، انواري منتشر مي کند و اين انوار بدن انسان را مانند هاله احاطه مي کند. هاله، نمايي از شخصيت و ذات انسانهاست."

180- رنگ هاله هاي انساني بيانگر چيست؟

" رنگ آنها نشان دهنده ي ذات انساني هر فرد است."

182- آيا ارواح رنگ هاله هاي انساني را همانند ما مي بينند؟

" انسانها عموماً قادر به ديده هاله ها نيستند، اما همه ي ارواح مي توانند هاله ها را ببينند و به همين علت مي توانند اشخاص را بشناسند ، يعني از قلب و درون آنها آگاه شوند، البته ارواح متعالي مي توانند فکر انسانها را نيز بخوانند."

183- لطفاً چگونگي تشخيص بيماري ها را از روي رنگ هاله هاي انساني بيان کنيد؟

"بله، از روي هاله ها بيماري تشخيص داده مي شود. به خصوص در قسمت هاي تيره و تاريک هاله ها، نشاني از بيماري خواهيد يافت."

184- اتريک چيست و تفاوت آن با هاله ها چيست؟

" اتريک همچون شعله اي است که در اطراف بدن انسانها ديده مي شود و به رنگ آبي روشن است.هاله ها و اتريک در رنگ،

تفاوت دارند. يعني اتريک فقط يک رنگ است در صورتي که هاله داراي رنگهاي متفاوت مي باشد که گاهي بستگي به حالت فرد دارد."

185- اتريک و هاله هاي انساني چه فايده اي براي انسانها دارند؟

"1- اتريک به مثابه ي انرژي مخصوص در اطراف بدن و براي محافظت از آن است.

2- هاله ها وشکل خاص آنها،هنگام خروج روح از جسم فيزيکي و با توجه به اتصال آن روح با جسد خود از طريق ريسمانهاي نقره اي رنگ، جهت بازگشت و شناسايي جسد کاربرد دارد."

186- نور آبي رنگي که گاهي پس از دفن اجساد در گورستانها تا مدتي بر روي قبرها ديده مي شود، چيست؟

" اين نوراتريک است که بيشتر بر سر مزار مردگان ديده مي شود و آن، آخرين انرژيهاي باقيمانده در جسد مادي است که تا مدتي همچون گاز از آن متصاعد مي شود و براي ارواح ديگر نشانه ي اين است که کسي به تازگي مرده."

187- لطفاً بيشتر در مورد رنگهاي هاله هاي انساني توضيح دهيد:

" رنگ شيري و نقره اي و طلايي و روشن تر از آن که مايل به سفيد مي شود:

اين اشخاص داراي روحي متعالي هستند و بسيار قابل اطمينان هم مي باشند. آنان مؤمنان واقعي و در يک کلام بسيار قابل احترام و بزرگوار مي باشند چه براي ارواح و چه براي شما انسانهاي زميني.

رنگ نارنجي روشن و شيري:

کساني که هاله هايشان داراي چنين رنگهايي است ، يک درجه از ارواح قبلي پايين تر هستند. آنان قابل اعتماد، باگذشت و فعالند، اما در سطحي پايين تر.

رنگ نارنجي تيره:

اين افراد مقداري حسود، کمي قابل اعتماد و اندکي فتنه جو و فرصت طلب هستند، البته آنان اعتقاد خاص خود را به خدا (کمي سست) دارند.

رنگ قرمز روشن:

اين افراد کساني هستند که کمي به ماديات علاقه دارند، کمي شهوترانند و کمي بيشتر از افرادي که هاله ي نارنجي رنگ دارند، سوء استفاده گر و فرصت طلب هستند. اغلب آنان ماديات را بر معنويات ترجيح مي دهند.

رنگ قرمز:

کساني که داراي هاله اي به اين رنگ هستند، افرادي بسيار مادي و شهوتران هستند و هميشه ماديات را بر معنويات ترجيح مي دهند. اين افراد به هيچ عنوان قابل اعتماد نيستند و ارواح شرور از ديدن آنها بسيار خوشنود مي شوند.

رنگ بنفش:

تقريباً غير قابل اعتماد، با افکاري منفي و در پي جنجال هستند. اين افراد از ديدن خوشحالي ديگران بي اندازه ناراحت مي شوند اما سعي در پاک نگهداشتن خود دارند.

رنگ سبز:

رنگ هاله ي اين افراد نشانگر آرامش دروني، پاکي افکار، نوع دوستي و عشق به خداست. افرادي که داراي اين رنگ ( از رنگهاي روشن تر آن تا سبز) هستند، کلاً افرادي بسيار دلنشين و محبوب همگان مي باشند. عموماً ارواح از ديدن رنگ هاله هاي سبز ابراز شعف مي کنند.

رنگ هاي تيره:

وجود اين نوع رنگ ها در هاله ها، نشانه ي ضعف و کسالت است. هر چه رنگ هاله روشن تر باشد، آن کسالت جزئي تر و هر چه تيره تر باشد، آن کسالت کلي تر است. رنگ هاي بسيار روشن مانند طلايي بسيار روشن(آن طور که چشم را خيره مي کند) و نقره اي روشن، مخصوص ارواح بسيار متعالي مي باشد که نزديک به خداوند هستند، مانند هاله ي پيرامون بدن مبارک حضرت محمد (ص).

رنگ آبي:

افرادي که هاله هاي آنان به اين رنگ مي باشد، اصولاً افرادي هميشه سالم و داراي آرامش دروني هستند البته کمي ملاحظه کار و کمي کينه اي هم مي باشند.

رنگ هاي ديگر هاله هاي انساني همه مشتقات اين رنگ ها هستند که با ضعف و قوت وجود دارند."

188- آيا اشياء و گياهان و حيوانات هم داراي هاله هستند؟

" بله اما عموماً هاله هاي آنها به يک رنگ مي باشد. رنگ خاکستري و سفيد، رنگ اشياء و گياهان است. يعني هر دو، هم هاله ي سفيد دارند و هم هاله ي خاکستري. حيوانات کمي بيشتر داراي تنوع رنگ هاله مي باشند. رنگ هاله هاي آنها معمولاً قرمز روشن، آبي روشن و زرد روشن است و به درجه ي تکامل آنها بستگي دارد."

189- نيروي پرانا چيست و تاثير آن در حيات انساني چگونه است؟

" اين نيرو در تمام حيات، يعني کل جهان هستي که مخلوق خداوند است وجود دارد. نيروي پرانا تنظيم کننده ي جهان خلقت از نظر فيزيکي و جسمي ودر هر شيئ و موجود زنده است."

191- مغناطيس بدن انسانها يا نيروي مانيه تيزم آنان چگونه به وجود آمده است و راه هاي تقويت اين نيرو چيست؟

" اين نيروها، هم در اثر تکامل بشر و هم در اثر تغيير نسل به وجود آمده .نيروي مانيه تيزم اصولاً در افراد آگاه که تعداد زندگيهاشان زياد بوده است، بيشتر وجود دارد. افرادي که داراي اين قدرت مي باشند، اغلب پيشگوييهاي درستي مي کنند. اين نيرو خود به خودي مي باشد، اما تزکيه ي نفس و افکار سالم آن را تقويت مي کند."

193- آيا استفاده ي بيش از حد از نيروي مانيه تيزم سبب عوارض جانبي در مانيه تيزور مي گردد؟

" هرگاه شخص بخواهد از قدرت خاص خودش بيشتر از نيروي جسم فيزيکي اش کار بکشد، مسلماً عواقبي خواهد داشت. اين به دليل مخلوط شدن اين نيرو با نيروي خاص مغز شماست. عوارض آن عبارتند از: گيجي و منگي، سردردهايي که تحريک پذيرند( يعني با بعضي صداها بيشتر مي شوند و با بعضي صداها کمتر) و نامتعادل بودن تقريبي بدن که اين ناشي از عدم کارکرد و فرمان دادن مغز به اندامهاست."

194- تحريک نيروي مديومي انسانها چگونه انجام مي گردد؟

" اين بيشتر بستگي به خواست قلبي مديوم دارد. ارواح وقتي مي بينند مديومي مشتاق است، سعي مي کنند قدرت مديومي اش را افزايش دهند و در صورت استفاده ي نا بجا يا استراحت مديوم آن را مي گيرند، چون يکي از وظايف ارواح کاهش يا افزايش قدرت مديومي در افراد است."

198- آيا هر فردي مي تواند پروازجسم انجام دهد؟

" اگر مديوم بسيار قوي باشد، مي تواند و اگر فردي که خود را براي چنين کاري آماده ساخته است، چشمهايش را باز کند و خود را در بالاي زمين ببيند، نبايد وحشت کند، زيرا وحشت و ترس موجب مي شود که فرد از همان محل به زمين بيفتد."

200- آيا نيروي جاذبه در ارتباطات ارواح با زميني ها تاثير دارد؟

" بله، اين نيروها و نيروهاي ديگر به نسبت درجه ي مادي بودنشان اثرمي گذارند. در کرات ديگر که از شما پيشرفته ترند و اين قبيل نيروها در آنجا قدرت کمتري دارند، امکان ارتباط ارواح راحت تر است. داخل شدن در جاذبه ي زمين براي ارواح متعالي عذاب آور است، چون به محض داخل شدن و ورود، حالت مادي شدن به آنان دست مي دهد ( که البته به علت لطيف بودن بيش از حد آنهاست)"

پيام:

خدا را بشناس نه از راه علم، خدا را بشناس نه از راه عشق، خدا را بشناس از راه علم و عشق.پيام:

علم برتر از عشق نا آگاهانه به حق است.پيام:

دنيا محل آزمايش است. انساني سعادتمند است که بتواند در اين آزمون نمره ي 20 به دست آورد."

201- لحظه ي احتضار چيست؟

" لحظه ي احتضار دقيقاً لحظه ي خروج روح از بدن است. شما انسانها که هنوز در قيد اين بدن مادي هستيد، خيال مي کنيد لحظه ي احتضار سخت و جانکاه است. شايد براي هر روحي بهترين خاطره ي زميني اش لحظه ي خروج روح از بدنش باشد."

202- در لحظه ي احتضار چه کساني به سراغ انسان مي آيند؟

" بستگي به نيت فرد دارد. پس از لحظه ي احتضار که بسيار دلپذير است، ارواحي که به مرگ شخص کمک کرده اند، اقوام و بستگان، دوستان و آشنايان، حتي ارواحي که در زندگيهاي روحي گذشته با ايشان رابطه داشته است، به پيشواز مي آيند."

203- آيا لحظه ي احتضار در مورد همه ي انسانها يکسان است؟

" اين لحظه شيرين است و البته به درک فرد بستگي دارد. کسي که به ماديات علاقه دارد، از آنجا که دل کندن از دارايي هايش براي او ميسر نيست، اين لحظه سخت است. اين بسته به نيت انسانهاست وگرنه خداوند به سبب عدالتش تمام لحظات را براي تمام افراد يکسان رقم زده است. انديشه ها و علايق هر فرد است که زشتي و زيبايي را مي سازد."

204- آيا نژاد، مذهب، دانش و نگرش فکري هر انسان در لحظه ي خروج روح از بدنش تاثيري دارد؟

" به هيچ وجه. در لحظه ي خروج خير، اما پس از خروج بله."

205- چه کارهايي باعث آسان شدن لحظه ي احتضار مي گردد؟

"1- آگاهي در مورد اين لحظه، زيرا کساني هستند که در اين زمينه آگاهي ندارند و يکي از دلايل تمايل ما به ترويج مسائل روحي اين است که افراد با آگاهي به جهان خلقت بيايند. در اين صورت مثلاً شخصي که در اثر تصادف در يک لحظه از بدن مادي اش خارج مي شود، با ديدن اطراف و ارواح زودتر به حقيقت پي مي برد.

2- اعتقاد به خداوند، هرچه ايمان به خداوند محکم تر باشد، به اين سبب که مي داني پس از مرگ به خداوند نزديکتر خواهي شد، لحظه ي احتضار را آسان تر مي گذراني.

3- نيت پاک ."

208- آيا زمان مرگ هرکس و نحوه ي مرگ او از قبل رقم خورده است و آيا مي شود در زمان مرگ تغيير يابد؟

" زمان مرگ و نوع مرگ هر کسي تعيين شده و تغيير ناپذير است، مگر در موارد خاص که با اجازه ي حق صورت مي پذيرد."

210- لحظه ي احتضار چه مدت طول مي کشد؟

" بسيار کوتاه، درست مثل بالا رفتن از يک پله در يک لحظه است."

211- نيروي تله پاتي چيست و در ميان انسانها چگونه عمل مي کند؟

" به قدرت تبادل افکار اشخاص با هم تله پاتي گفته مي شود. اين نيرو به دست و با کمک ارواح اعمال مي شود و اغلب ارواح نگهبان انسانها، اين نيرو را با هم تبادل مي کنند."

212- منبع توليد نيروي تله پاتي چيست و تاثير ارواح در ايجاد آن چگونه است؟

" همان طور که گفته شد، منبع آن در مغز انسان، يعني بخشي است که کار نمي کند و در اختيار فرد نيست و يک بخش آن در اختيار ارواح مي باشد. روح نگهبان يا روحي که مايل است کمک کند، آن قسمت مغز را که راکد مي باشد (البته بخش بسيار کوچکي را) ، وادار به فعاليت مي کند، البته با اجازه ي نيروي حق و بدين گونه تله پاتي صورت مي گيرد."

213- آيا انسانها مي توانند نيروي تله پاتي را در خويش تقويت نمايند؟

" بله مي توانند. به اين صورت که در يک روز معين ساعتها به يک نقطه ي سفيد در يک صفحه ي سياه نگاه کنند. با اين کار مي توانند افرادي را که زنگ مي زنند، شناسايي کنند قبل از آنکه بفهمند چه کسي پشت در است. و به همين صورت مي توانيد با ديگران تله پاتي داشته باشيد."

217- منظور از انرژيهاي مثبت و منفي در بدن انسانها چيست؟

" هميشه دو قطب موافق و مخالف در جهان هستي وجود دارند. هرکدام از اين انرژيها بنابر مقتضياتي به انسان داده شده است. کلاً بدن انسانها به دو قطب مثبت و منفي تقسيم شده است. انرژيهاي مثبت وظيفه ي تقويت نيروهاي مثبت و عقلاني بشر را دارند و البته در انسانهاي مختلف درصد وجود اين نيرو فرق مي کند. هرکدام از اين انرژيها چه مثبت و چه منفي در تنظيم اندامها و نيروهاي بدن نقشي دارند. انرژيها منفي به از بين بردن بيماريها کمک مي کنند (البته به اذن حق). اين انرژيها تنظيم کننده ي اندامهاي فيزيکي و حتي گردش خون انسان هستند. البته مي توان گفت که افکار منفي با انرژيهاي منفي متفاوت است و اين دو هيچ گونه ارتباطي با يکديگر ندارند. همانند فردي که ممکن است افکار منفي ولي انرژيهاي مثبت داشته باشد و بالعکس."

218- تاثير انرژيهاي مثبت و منفي در انرژي درماني چگونه است؟

" در انرژي درماني فقط انرژيهاي منفي کاربرد دارند زيرا انرژيهاي مثبت نمي توانند بيماريها را از بين ببرند، چون همانطور که مي دانيد انرژيهاي بيماريزا از انرژيهاي منفي و افکار منفي سرچشمه گرفته است و انرژيهاي منفي مي توانند به کمک انرژيهاي مثبت بدن بيمار او را درمان کنند. انرژي هاي منفي انرژي درمانگر هنگامي که به بيمار انرژي مي دهد وارد بدن بيمار مي شود و انرژيهاي مثبت او را تحريک مي کند، و هر دو انرژي، هم مثبت فرد بيمار و هم منفي فرد معالج به سراغ انرژيهاي منفي که موجب بيماري شده مي روند و آن انرژيهاي منفي را از بدن فرد خارج مي کنند."

219-آيا ممکن است تمام انرژيهاي فرد بيمار منفي باشد؟

"بله، در اين صورت بايد فردي که انرژي مي دهد انرژي بسيار زيادي مصرف کند و علاوه بر آن از يک فرد سالم که انرژيهاي مثبت دارد بخواهد که دست راست بيمار را بگيرد و چشمانش را ببندد."

220- چگونه فردي که انرژي هاي منفي دارد، مي تواند از اين انرژيها جهت درمان بيماران استفاده کند؟

" بايد در ابتدا به حالت لوتوس(چهرزانو در يوگا) بنشيند و يک ساعتي به همان حالت بماند، سپس از آن حالت در آيد و دونوع از ورزشهاي يوگا را (هر کدام باشد فرق نمي کند) انجام دهد، پس از آن هر دو دست خود را به حالت کاملاً باز روي يک ليوان آب ولرم قرار دهد و چشمان خود را ببندد و حس کند انرژيهايش وارد آب مي شود، پس از يک ساعت آب را بنوشد. اگر مزه ي آب فرقي کرده باشد، موفق بوده، وگرنه بايد اين عمل را بار ديگر انجام دهد تا موفق شود. هنگامي که فرد موفق به انجام اين کار شد، مي تواند کم کم به بيماراني که درد دارند، از اين آب براي شفا درماني بدهد. انرژيهاي مثبت هم مي توانند همانطور که در پاسخهاي قبلي گفتم، در امر شفادرماني بيماراني که فقط انرژي منفي دارند، بسيار مؤثر باشند. ضمناً نوع اين انرژيها را هم بايد به روش خاصي که گفته مي شود، تشخيص دهيد و سپس کار را شروع کنيد."

چگونه مي شود انرژيهاي مثبت و منفي را در افراد تشخيص داد؟

" انگشت شست خود را درست روي چشم سوم (بين دو ابرو) فرد بگذاريد. اگر فرد مورد نظر پيشاني خود را داغ حس کرد، انرژيهاي آن فرد منفي و اگر داغي حس نکرد، انرژي هايش مثبت است."

222- آيا فقط کساني که انرژي منفي دارند مي توانند انرژي درماني کنند؟

"بله، انرژيهاي مثبت بسيار حساس هستند. اگر به فردي که انرژي منفي دارد انرژي بدهند، اين کار باعث اختلال در بدن آن فرد مي شود و به او ضرر مي رساند."

226- ذکر گفتن چه فايده اي دارد؟

" ذکر، ياد خدا را همواره در دل بيدار مي کند و دور بدن شما را مانند هاله ي نوري فرا مي گيرد که باعث دور شدن ارواح شرور مي شود. ياد خدا و ذکر گفتن هميشه با تمرکز همراه است."

232- چگونه مي شود نيروي مانيه تيزم را تقويت کرد؟

" تقويت اين نيرو مي تواند براي انسان خطراتي داشته باشد. اين نيرو وقتي از مغز تراوش مي کند، با نيروهاي ديگر مغز مخلوط مي شود و گاهي براي بدن فيزيکي شما زيان آور است. از جمله آنکه اگر زياد از آن استفاده شود، موجب کمر درد، معده درد، کليه درد، پادرد و يا سردرد مي شود."

234- چگونه مي شود با نگاه کردن به اجسام باعث حرکت آنها شد؟

" با افزايش قدرت نيروي مانيه تيزم و همچنين باز کردن چاکراي پنجم."

237-آيا مطالعه و تحقيق هم يک نوع محبت به خداوند است؟

" بله، چون شما با مطالعه به خواست خود مي خواهيد در پي کشف حقايق برآييد. تنها زماني که به جهان خلقت آمديد مي فهميد کاري که شروع کرده ايد، چيست. اين پيام که دعاي همه ي ارواح متعالي است، براي شما باد:

بادا که هر لحظه نور حق در درونتان جاي گيرد و قلبهايتان از عشق به حق لبالب و جسم و وجودتان از ارتعاشات محبت، فراگير باشد."

239- گناه چيست؟

" آنچه در آن خلوص نباشد و به ريا آغشته باشد، گناه است."

243- از نظر شما مؤمن چه کسي است؟

" مؤمن بودن، به پاک بودن درون است."

262- آيا قرآن که بيش از چهارده قرن پيش از طرف حق نازل شده، براي زمان حال نيز کافي است؟

" آن چيزي که قلب شما به دنبال آن است و مي دانيد که از آن به حق مي رسيد، بسيار مفيد است. چه مربوط به گذشته باشد و چه مربوط به آينده."

264- کاملترين کتاب ارسال شده ي خداوند چيست؟

" کتاب قرآن، به شرط آنکه آن را درک کنيد."

265- صداهاي خاصي که بعضي افراد گاه گاه مي شنوند، چيست؟

"اين صداها مربوط به نيروي حق(اک) است. فردي که مي خواهد با استاد حق در درون خويش ارتباط برقرار نمايد، ابتدا بايد با نيروي اک (حق) تماس گيرد و صدايي را بشنود و سپس با استادان حق و ... تماس حاصل کند. شما براي برقرار شدن اين ارتباط فقط مي توانيد از ته قلب از حق درخواست کنيد."

272- آيا آنچه ما در جهان مادي مي بينيم قبلاً اتفاق افتاده است؟

" بله، اينها همه انعکاس نورهايي است که قبلاً ثبت و ضبط گشته و شما در حال حاضر انعکاس آن نورها هستيد، براي همين است که گاهي حس مي کنيد که صحنه اي يا گفته اي را قبلاً شنيده ايد."

280- ارواح چگونه مي بينند؟

" ديدن ارواح از سه طريق ميسر مي باشد: 1- هاله هاي افراد 2- انرژيهاي روح افراد 3- کدهايي که براي آنها در جهان خلقت تعيين شده است، آنان مي توانند با يکي کردن ارتعاش انرژيهاي خود و فرد، او را در مدت زمان کوتاهي ببينند."

284- روح نوزادي که سقط مي شود چه حالتي پيدا مي کند؟

" روح جنين تا هنگامي که به آن سني نرسيده که بايد مي مرده است، نمي تواند جسم ديگري را انتخاب کند. آن روح با ماندن در جهان خلقت مي تواند از نظر روحي خود را به تکامل برساند."

286- ارواح، حيوانات و گياهان و اجسام را چگونه مي بينند؟

" اجسام کاملاً واضح نيستند، به صورت امواج ديده مي شوند. گياهان را به صورت هاله هايي مي بينيم که از روي آن هاله ها تشخيصشان مي دهيم. حيوانات را همانند انسانها به صورت سايه مي بينيم."

288- همزاد چيست و وظيفه ي آن کدام است؟" همزاد همان عقل و ذهن است که روح فرد را راهنمايي مي کند و او را ارشاد مي نمايد. شايد گاهي اتفاق افتاده باشد که گويي کسي شما را از راهي که مي خواهيد برويد باز مي دارد، اين همان همزاد است که در بدن خودتان است."

289- در بعضي کتب در مورد تسخير همزاد صحبت شده است. آن روحي که شبيه خود فرد تجسم پيدا مي کند، چيست؟

" آن همزاد نيست بلکه روح اصلي همان فرد است. همان روح اصلي که ما نيمه ها از آن به دنيا آمده ايم."

290- چرا روح اصلي ما در جهان خلقت مي ماند و نيمه هاي آن به اين جهان مي آيند؟

" براي اين که هر روحي بايد تکامل يابد و براي اين تکامل بايد نيمه هايي جدا شوند، بدين جهت که اين نيمه ها بدانند روح اصلي آنها چيست و کجاست تا به آنها بپيوندند. بنابراين هميشه روح اصلي در جهان خلقت و نيمه ها در جهان مادي هستند."

291- آ يا ما مي توانيم روح اصلي خود را به تسخير در آوريم؟

" بله، مي توانيد ولي نبايد اين کار را انجام دهيد."

292- آيا افرادي که دست به تسخير مي زنند و در جلسات آنان اشيا و وسايلي ظاهر مي شود، با اجنه تماس دارند؟

" خير، روح شرور است که اين کارها را انجام مي دهد."

پيام:

" به نام پروردگاري که نام او مفتاح فتوح است و پيغام او گشاينده ي کارهاست و اسم او نجات دهنده ي دلهاي غمين.

اي بخشنده اي که مي بخشي و اي دانايي که اشتباهات را پنهان مي کني،

اي يکتايي که از فهم مردم فراتري،

و اي يگانه اي که همه را مي پذيري."

303- ارواح به طور کلي به چند گروه تقسيم مي شوند؟

" ارواح شرور، ارواح خوب، ارواح نيک، ارواح متعالي (ياران حق)، حق."

304- شما جزو کدام دسته از اين ارواح هستيد؟

" من يار حق هستم."

315- آيا اشياء هم داراي هاله هستند؟

" اشياء هاله دارند، جسم اثيري و روح هم دارند، اما درک ندارند."

316- تأثير فلزات و مواد مختلف بر هاله هاي انسانها چگونه است؟

" هر يک انرژيهاي خاصي دارد و هر کدام يک يا دو نوع از انرژيهاي بدن را تحريک مي کند و به سوي خود مي کشاند. براي مثال چنانچه پاندول با يکي از مواد زير ساخته شده باشد، آثار خاصي دارد:

آهن: انرژي کوانتوم و هاله

فلز( سرب، روي، مس و نيکل): انرژي مانيه تيزم

پلاستيک: نيروي الکترومغناطيسي

چوب: نيروي چشم سوم

سنگها: فقط چاکراهاي فرد را تحريک مي کند( چاکراها باز نمي شوند، فقط تحريک مي شوند)."

318- آيا آب داراي هاله است؟

" بله، به علت اين که يک اتم هاله دارد و ئيدروژن و اکسيژن آب هم که از اتم ها و مولکولهاي بسياري تشکيل شده اند، داراي هاله مي باشند."

319- لطفاً در مورد تونلهاي جهان مادي و جهان خلقت توضيح دهيد:

" در جهان مادي سه تونل و در جهان خلقت نيز سه تونل وجود دارد. تونلهاي جهان مادي مربوط به عذابهاي فرد مي شود و تونلهاي جهان خلقت مربوط به کارهاي فرد و پاداشهاي او مي باشد که از مرحله ي يک يعني بدترين عذابها شروع مي شود، مرحله ي دو سهل تر و مرحله ي سه آسانترين در جهان مادي است و تونل شماره يک جهان خلقت که مربوط به آخرين عذابها مي باشد، خيلي جزئي است. تونل شماره ي دو، پاداشهاي فرد وکارماي اوست. تونل شماره ي سه نيز مربوط به نزديک شدن به جهان خلقت و آماده گشتن روح براي ورود به جهان ها مي باشد."توضيح مؤلف: کلاً روح براي ورود به جهان خلقت بايد از شش تونل مادي و روحي بگذرد. به سه تونل اول که در اصل مراحل عذاب و عقوبت گناهان مي باشد، دوزخ گفته مي شود و به سه تونل دوم که در آن به کارماي افراد و کارهاي نيک رسيدگي مي شود، عالم برزخ مي گويند و هنگامي که روح از آخرين تونل خارج مي گردد، وارد جهانها مي شود که به آن بهشت مي گويند. حال ممکن است روح با توجه به اعمال خويش در هر دوره ي زندگي تونلها را به سرعت طي نمايد و يا ممکن است به علت گناهان بيشمار و اعمال زشت خويش در آن دوره از زندگي مادي، مدتي طولاني در هر مرحله باقي بماند.

روحي ممکن است به زمان زميني، مثلاً در يک دقيقه تونلها را بگذراند و روح ديگر ممکن است پس از هزاران سال موفق به گذر از تونلها گردد."

320- آيا مردن افراد در روزهاي مقدس در کم شدن بار گناهان آنان تأثير دارد؟

" بله، به سبب اينکه انرژيهاي مثبت در آن زمان بيشتر است."

330- پيام شما براي بشريت در آستانه قرن بيست و يکم چيست؟

" مي خواستيم بدانيم که براي چه انقدر عشق و محبت از ما دور مانده بود،دانستيم که عشق را نيافته بوديم وسالها از آن دور بوديم، در نتيجه ما نيز از آن دور شده بوديم. عشق را که يافتيم، تازه دريافتيم که محبت نيست و بايد به دنبال آن برويم. با زحمت محبت را پيدا کرديم اما سرانجام دانستيم که عشق و محبت بدون آگاهي، هيچ است. آگاهي را سرلوحه ي زندگي خويش قرار داديم و اين بار در دادگاه الهي فهميديم که آن چيزي که کم داريم، آن است که خود را فراموش کرده ايم و بس. باز دوره ها را از نو شروع کرديم و اين بار به خودشناسي پرداختيم ولي هنگامي که به او رسيديم، گفت: بينش و آگاهي، محبت و عشق و خودشناسي را دريافتيد، حالا بايد خداشناسي را دريابيد. بار ديگر به زمين بازگشتيم تا حق را بشناسيم و بدانيم که او کيست و چيست، پس از سالهاي متمادي فهميديم که هيچ نبوديم و حالا هم هيچ نيستيم و آنجا بود که حق را يافتيم.

اي انسانهاي ابدي، آگاه باشيد که حق شما را به در گاهش و به دادگاه عدالتش بازخواست مي کند. پيش از آنکه به دادگاه حق برويد، خود دادگاهي براي خويش قرار دهيد که چه کرديد و چه مي کنيد. خود را هميشه در ميان فرسنگها خاک مشاهده کنيد زيرا که شما از خاک هستيد و به خاک باز مي گرديد. عشق به تنهايي کافي نيست همان گونه که گل بدون گلبرگ، گل نيست. سالها در جهان مادي زندگي مي کنيد بدون آنکه بدانيد براي چه. بارها و بارها به دوره هاي شما اضافه مي شود و به دنياي ابدي بازمي گرديد، بدون اين که از خود بپرسيد که اينها چيست و گردش براي چه؟ اکنون زمان آن فرارسيده است که حق را بشناسيد. آگاه باشيد و بدانيد که او پيام خويش را توسط پيامبران، امامان، رهبران، فرشتگان و در حال حاضر از طريق مديوم ها مي دهد.

اي انسانها! به لحظه ي مرگ دير زماني نمانده است. هيچ يک از شما نمي داند که چه هنگام به زندگي ديگري سفر خواهد کرد و اين فرصت زندگي و فرصت براي تکامل را از دست خواهد داد. شما مردم بايد بدانيد که مرگ آني است و زود گذر. مرگ پايان زندگي نيست بلکه آغاز زندگيهاي ديگر و دوره هاي ديگر است، پس پيش از آن که به دوره ي ديگري سفر کنيد، در همان دوره خود را به تکامل برسانيد. زندگي را عشق، عشق را محبت ، محبت را نور و سرانجام نور را حق بدانيد. هيچ نيرويي بالاتر و والاتر از اونيست. ما همه از اوييم و به او باز مي گرديم. شما اي انسانها! بدانيد که او را فراموش کرده ايد و به اين سبب به دوره هاي تکاملي خويش افزوده ايد. اگر نتوانستيد در دوره هاي متعدد به تکامل برسيد،در روز قيامت که آمدني است و آن روز همه ي روحهاي تکامل يافته و تکامل نيافته حاضر خواهند شد، بازخواست مي شويد و آنگاه مي فهميد که چرا از اين زندگي هاي خود استفاده نکرده ايد چرا که هر انساني و يا هر روحي که نتواند تا روز قيامت خود را به تکامل برساند، خود گناهکار است و از اين رو بايد در دادگاه حق حاضر گردد، آنگاه بهشت و دوزخ واقعي نمايان مي گردد و روح هاي بد در دوزخ ماندگار خواهند شد.

بدانيد که حق، خود شمائيد!

اين شما هستيد که بايد بر خويش حاکم باشيد.

اين نفس شماست که هميشه در برابر شما مي ايستد، پس زين پس

حق را فراموش نکنيد و تلاش کنيد که هرچه زودتر خود را به آن اقيانوس عشق برسانيد.

آگاهي و عشق و محبت

هنگامي که جاده ي حق را يافتند

رود مي شوند و رودهايي که با هم جمع مي شوند

رودخانه هاي بزرگي مي شوند و آن رودخانه ها هستند

که به دريا مي ريزند

پس بياييد از آن قطره هايي باشيد که به دريا مي ريزند نه از آناني که

به چاههايي دور افتاده فرود مي آيند

 

 

 

 

    ارسال نظر ( 92 )!

1

Copyright 2005 Cloob.com . Allright Reserved.